
وقتي چهارفصل دستهاي پسرش را در جيب ديد ؛ پاورچين پاورچينxa0 از كنار قطعه قطعهxa0 روياي ِترانه هايxa0 او گذشت. روزيxa0 پدر، مسافر قطار بود وxa0 در تمام مسيرxa0 حتيxa0 يكدم بي خيال آهنگِ قطار نشد اوxa0 صدايxa0 توأم با ناله ي سوت را به افتخار فرزند بر روي موجxa0 ايستگاه راه آهن خراسان تنظيم مي كرد ، آنروز سالگرد تولدِxa0 پسرش ؛ آهنگسازي ازxa0 شهر زيباي مشهد بود .... # دستنوشته هاي_ شبانه_ عليرضا ...
ادامه مطلب
وقتي آواز درد مي كشد ؛ دروغِ دو تابعيتي آماده ي پرواز به سوي وِلولِه ي تجارت است و سازِ دست ساز درويش حقxa0 از تنهايي زخمه، نحيف تر مي گردد؛ در آفريقاي بي صدا ؛ وقتي آواز درد مي كشد ؛ دروغ براي واردات دمنوش هاي سرگيجهxa0 با شاعران صِرب سرگرم لابي خواهد شد اما اينجا قصه ها و غصه هاي خودي ؛ روز بروز تشنه تر و گرسنه تر مي شوند وقتي آواز درد مي كشد ... # دستنوشته هاي_ شبانه _عليرضا ...
ادامه مطلب