بي تو هرگز

خرید بک لینک
نه با بهار دلخوشم نه دلِ خوشي از تابستان دارم، براي پائيز هم كيسه اي ندوخته ام
با زمستان نيز هيچ قرار و مراري نداشته ام ، چهار فصل زندگي بي تو تنها براي من
رنج مابين بيداريِ صبح، تا دوباره خفتن در شب است.اگر شاعري در كار فيروزه به نيشابور
باشم يا فروشنده ي عطر در پاريس ، بي نگاه تو نه انگشتري راز معماي فيروزه شود
نه بوي خوش عطري ، احساسي از عشق را در جهان پراكنده كند
تو باشي از چاه يوسف بيرون آيد وگرنه كوير چهار فصل اش بي آب است. تو بخواهي
خواهد شد و اگر تو نخواهي روزها كارگاه بيگاري و شب ها گورستان خواب خواهد بود.
با تو آدم ها جمع اند و بي تو تك تك و تنها. با تو عزم است و بي تو جزم نيست.
روزيِ فراخ را تو وعده داده اي ، تنگ دستي را نيز تو مقدر كرده اي ( البته براي آنها كه
عليرغم تلاش زياد روزگار سختي دارند منظور آدم هاي سست و تنبل نيست)
عِلم از لطف هاي ويژه تو به مقصدِ جانِ عالِم و حكيم و دانشمند است ، بقيه جواز معيشت است و بس
و اما چهار فصلي كه بي جلوه ي نورِ هدايت بيايد و بگذرد را چه سود!؟ وقتي عليرغم كمين
شيطان قسم خورده در اولين پيچ زندگي كمي آنطرف تر از نگاهم، باز حضور تو تضمين
هدايت و گمراهي ام خواهد بود. پس قبل از رسيدن فصلي نو و جابجا شدن هوا تو بيا
بلكه جابجايي احساس، سوار بر اسب تعقل ما را به هواي تازه اي برساند
حالا بهار باشد يا زمستان ، تابستان يا پائيز چه تفاوتي مي كند !؟ وقتي روزگار مثلا
گرم و رنجور باشد، سبز و داغدار يا سفيدي زمستان به سياهي سرما بزند يا پائيزي رنگارنگ از درد ، برابرم نقش ببندد!!
اي آنكه زندگي بخشيده اي !! ترا شكر گذاريم اما زندگي بي تو تلف كردن عمر خواهد
بود ميان چهار ديواري چهار فصل ، خودت را به من ببخش تا بتوانم بخشش را بياموزم
و از گزند زندگي در امان باشم بي تو اين عمر رحمت نيست ، بار زحمتي است و
رنجي گران .... عليرضا
دستنوشته هاي شبانه...

ما را در سایت دستنوشته هاي شبانه دنبال می‌کنید

برچسب: بي تو هرگز,بی تو هرگز,بی تو هرگز نتوانم,بی تو هرگز عشقم,بی تو هرگز مادر,بی تو هرگز مجتبی کبیری,بی تو هرگز به انگلیسی,بی تو هرگز نیلوفر,بی تو هرگز امراه,بی تو هرگز کیارمین فرجام, نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 6:14

صفحه بندی