فضيلت زندگي

خرید بک لینک
قصيده ي بلندِ آنسوي پرچين را، چنار چهل ساله ي به سايه پنجاه نشسته اي، رو به آفتاب لب بام تا لحظه ي هجرت جير جيرك ها به گرگ و ميش بامداد، براي

ماه بانو كه مهمان حوض وسط حياط همسايه ي خيال بود ، تعريف مي كرد
قصه ي آهنگيني كه رشته ي نظم يك حكم قطعي را با رديف و قافيه در دستگاه شب زمزمه مي فرمود ، ديوان واي و اي داد و بيداد جهان تا روزي كه جانِ هستي به لب جان آفرين برسد همواره از كعبه ي كلمات در جوشش است و از كوزه ي سفالين كه به يادگار از خلقت آدم باقي مانده همي برون مي تراود. ما در شعاع حرفي يا نقطه اي از ميان اين قصيده ي بلند بر برگي از روزگار نقش گرفتيم و جايي در ابتدا ، وسط يا پايان مصرع يا بيتي به نقطه اي در سر خط خواهيم رسيد،آغازي اما بي فرصتي براي ما، دنيا بااين همه فرياد و استغاثه و نفرين يا قهقهه ي
مستانه ي قدرت ، بااين همه مشعل فروزان خرد و دانايي و تاريخي با اين همه قهر و غضب با وعده ي راستِ عاقبت سهمگين بدكاران اش و هزار تضاد دلهره آور ديگر ، ميراث پر جاذبه اي نيست پس كجاست شُكوه آمدن و تجلي حقيقتي شدن. در كجاي اين چندين و چند ساله زندگي و به كجاي ديوار حيات مان آثاري از هنرمندي عالَم آويخته ايم ، شايد درد بزرگ بشر فهم فضيلت گمشده باشد وگرنه در اين راز بقا كه همه با هم مشترك هستيم ... عليرضا

دستنوشته هاي شبانه...

ما را در سایت دستنوشته هاي شبانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 2:46

صفحه بندی