به برف سلام مي كنم و كمر به رنج مي بندم، تا از بهم فشردن
تناقض شادي با غم ، در كفِ مركز احساس دستانم اندكي گرم و ذره اي از بيم يخ زدگي كم كنم ، كاهش دماي قلب زمان، زمين زير پاهايم را در شوك
خواب زدگي غريبي فرو برده ، و من هنوز در بُهتِ دوگانه ي، همزماني رنج و شادي به سر مي برم... عليرضا
دستنوشته هاي شبانه...
ما را در سایت دستنوشته هاي شبانه دنبال میکنید
برچسب: به سلامتی برف, نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: سه شنبه 9 آذر 1395 ساعت: 20:34