دوست دارم با تو باشم در مسير نشسته بر غوغاي آهن و راه ، مثل كاه در باد، رو به آغازي پيچيده در لفافه؛ لا به لاي نظم ديوانه ؛دوست دارم با تو باشم تا تمام گلايه هايم را از اين عبور بي رحم ؛ ايستگاه به ايستگاه تابلو كنم ؛ شايد همراه يك پيچ تند ؛ با سوتِ تقدير؛ همه ي پنجره ها ، در برابر عكس ماه تو تسليم شوند # دستنوشته هاي شبانه عليرضا
دستنوشته هاي شبانه...ما را در سایت دستنوشته هاي شبانه دنبال میکنید
برچسب: غوغاي,
نویسنده:
بازدید: 10