گاهي از فرطِ بي حاصلي ، آه ؛داغ ميكند ، روان بخار مي شود ؛ سينه مي سوزد ، گاهي بي نهايت گوشه اتاق تمام مي شود ، دست كه بلرزد تُنگِ خيال شيرين روي زمين مي ريزد و حال گلهاي قالي نوچ مي شود ؛ گاهي از فرط بي حاصلي ، حوصله سر مي رود فاصله در نگاه به جوش مي آيد و يك دشت از خاطره به وسعت لاهيجان دم مي كشد ؛ يك فنجان صبر گاهي بدون قند غم را به عطر خواب، پيوند مي زند ... # دست_ نوشته هاي_ شبانه_ عليرضا
دستنوشته هاي شبانه...ما را در سایت دستنوشته هاي شبانه دنبال میکنید
برچسب: حاصلي,
نویسنده:
بازدید: 10