دستنوشته هاي شبانه

متن مرتبط با «يه كمي صبر كن نرو» در سایت دستنوشته هاي شبانه نوشته شده است

زير سايه شما

  • نیلوبلاگ

    زير سايه ي شما همه چيز عالي است ؛ به جز زندگي !!! لطفا قضاوت نكنيد ! اينجا يك آئينه قدي بود؛ و من  در عمق تصويري بزرگ در حال عبور بودم  لحظه اي هوس كردم به خودم كنايه اي بزنم .... دستنوشته هاي شبانه عليرضاLet's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • به برف سلام ميكنم و كمر به رنج مي بندم

  • نیلوبلاگ

    xa0به برف سلام مي كنم و كمر به رنج مي بندم، تا از بهم فشردن xa0 xa0 تناقض شادي با غم ، در كفِ xa0مركز احساس دستانم اندكي گرم xa0و ذره اي از بيم يخ زدگي كم كنم ، كاهش دماي قلب زمان، زمين زير پاهايم را در شوكxa0 خواب زدگي غريبي فرو برده ، و من هنوز در بُهتِ دوگانه ي، همزماني رنج و شادي به سر مي برم... عليرضاxa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • كمي صبر كن باران ببارد

  • نیلوبلاگ

    xa0كمي صبر كن وقتي باران آمد، هر چه دل ت خواست سؤال كن! ناودان حرفهاي صريح و تندي به تو خواهد گفت ،اما اگر در ميان بند كِشي موزائيكي كف حياط گُم شدي و به جواب نرسيدي ، نا اميد نباش برگرد به سمتِ xa0پيچكِ با حيايي كه روي شانه هاي دنياي آجري خود نشسته، او xa0پاسخ ت را چكه چكه خواهد داد ، كلمات آرام و xa0جاري از برگ هاي پيچك، همان واژه هاي جاري تند ناودان است ؛ اما اين تويي كه دوست داري جواب سؤال ت را به گونه اي بشنوي كه دل ِ بي قرار و بي تاب ات نم نم خيس شود مبادا آبگينه ي خيال از كنج نگاهت بشكند ...

    ادامه مطلب
  • غدير آغاز صبري براي رسيدن

  • نیلوبلاگ

    بر سرِ كوي xa0مي نشينم ، تا آفتاب صبح عيد از پَسِ بام بلند تو طلوع كندxa0 xa0 xa0من پياده ترين ، دست و پاي شكسته ي اينروزهاي تقويم xa0هجري شمسي امxa0 xa0 كنار بساط گدايي من عصايي از چوبِ درخت صبر ، ايستاده بر ديوار، به انتظارxa0 xa0 پادشاه گل سرخ؛ xa0از پارگي يقه ام اميد جوانه زده در خيال xa0هواي باراني توxa0 xa0 اگر ظاهرم در نظر رهگذران پياده روي خيابان دنيا، ژوليده است تو بهتر مي دانيxa0 xa0 كه كليد گنجِ مارا روزي در بركه اي انداخته اند و از آنروز كه فَرق آسمان شكافتxa0 xa0 ياد تو را به فراموش...

    ادامه مطلب